رودخانه مرگ

در جنگلی بارانی در قلب آمازون پرو، محققان بزرگترین رودخانه ی حرارتی دنیا را کشف کرده اند که در طول تقریبی 4 مایل بسیار داغ و جوشان است. عریض ترین قسمت این دریاچه 80 فوت و عمیق ترین نقطه ی آن 16 فوت می باشد.

به صورت عادی، دمای فوق العاده زیاد رودخانه برای یک سطح زمین گرمایی غیر عادی نیست؛ اما نکته ی عجیب و غیر معمول در مورد رودخانه این است که حرارت زیاد آن از هیچ فعالیت آتشفشانی ناشی نمی شود. نزدیک ترین منطقه ی فعال آتشفشانی، 700 کیلومتر دورتر از این رودخانه قرار گرفته است.

«رودخانه ی جوشان» را به عنوان گل سرسبد مجموعه ای سه تایی از رودخانه های غیر آتشفشانی این منطقه می شناسند؛ این مجموعه شامل «رودخانه ی نمک» (جریان گرمایی آب شور) و «رودخانه ی داغ» (جریان گرمایی آب شیرین) می باشد که هر دو از «رودخانه ی جوشان» کوچک تر هستند.

رودخانه ی که موجودات زنده را به کام مرگ می کشد!

آب این رودخانه که از چشمه های آب جوش و نزدیک به نقطه ی جوش می آید، در طول مسیر خود آبشارهای حرارتی زیادی را نیز تغذیه می کند که خارق العاده ترین آنها یک آبشار 20 فوتی است که آب آن درون استخری حرارتی فرو می ریزد.

رودخانه ی که موجودات زنده را به کام مرگ می کشد!

برخی قسمت های این رودخانه آنقدر داغ هستند که هر حیوانی که درون آنها بیفتد در لحظه پخته می شود! این حرف ادعای محقق زمین شناسی آندرس روزو می باشد که رودخانه را کشف کرده و پروژه را رهبری می کند.

«اولین چیزی که در حرارت این آب های داغ می پزد، چشم ها هستند. چشم ها بعد از پخته شدن به رنگ سفید شیری تبدیل می شوند.» آندرس عنوان می کند.

«این حیوانات تلاش می کنند که با شنا کردن خود را نجات دهند اما در همین هنگام گوشت آنها تا مغز استخوان در حال پخته شدن است چرا که آب رودخانه بسیار داغ می باشد. بنابراین آنها کم کم قدرت خود را از دست می دهند تا جایی که آب داغ به داخل دهان آنها رفته و از درون نیز می پزند!»

رودخانه ی که موجودات زنده را به کام مرگ می کشد!

هرچند برخلاف باور غالب که نام رودخانه Shanay-timpishka را اسمی باستانی می دانند، ترجمه ی این نام یعنی «جوش آمده توسط حرارت خورشید». آقای روزو در سخنرانی تد (تکنولوژی، سرگرمی، طراحی) در سال 2014، علت وجود این آب داغ و جوشان را تغذیه شدن از طریق شکاف چشمه های آب داغ اعلام کرده است.

«همانگونه که خون در رگ های ما جریان دارد، آب داغ نیز از میان شکاف ها و گسستگی های زمین در حرکت است.» وقتی این شریان ها به سطح بیایند با اثرات زمین حرارتی مواجه می شویم که از جمله نمودهای آن می توان به چشمه های داغ، خروج گازهای داغ و در این مورد رودخانه ی جوشان اشاره نمود.»

آندرس به عنوان دانشجوی دکترای ژئوفیزیک در دالاس تگزاس اولین بار درباره ی این رودخانه از پدر خود شنیده است. داستان بدین جا بر می گردد که فاتحان اسپانیایی زمانی که قصد کشتن آخرین امپراطور اینکاها را داشتند با رودخانه ای ترسناک مواجه شدند که از زیر به شکلی رعب آور می جوشید.

رودخانه ی که موجودات زنده را به کام مرگ می کشد!

سال ها بعد، موضوع این رودخانه یکبار دیگر توسط عمه ی آندرس به میان می آید که ادعا می کند رودخانه را قبلا دیده و حتی در آن شنا کرده است. در سال 2011 آندرس از روی کنجکاوی به جست و جو پرداخته و در نهایت به کمک عمه ی خود رودخانه را در دل جنگل یافته و از دیدن این رودخانه ی افسانه ای با چشم های خود شدیدا شگفت زده شد.

رودخانه ی که موجودات زنده را به کام مرگ می کشد!

« در زمانی که همه چیز به نظر برنامه ریزی و اندازه گیری شده می آید، این رودخانه همه ی آنچه ما می دانیم را به چالش می کشد.» او در سخنرانی تد به این موضوع اشاره می کند.

«این رودخانه باعث شد که من در مورد مرز بین دانسته ها و ناشناخته ها، باستانی و مدرن، علمی و معنوی شک کنم. این رودخانه یادآوری است بر اینکه همچنان شگفتی های بزرگی برای کشف شدن وجود دارند.»

از زمان اکتشاف این رودخانه، آقای روزو پروژه ی رودخانه ی جوشان را به قصد تحقیق و حفاظت از این رودخانه و اطراف آن آغاز کرده که از آن جمله می توان به حیات گیاهی و جانوری غنی اشاره نمود که در تحقیقات اولیه روی جنگل های امتداد رودخانه کشف شده اند.

رودخانه ی که موجودات زنده را به کام مرگ می کشد!

رودخانه ی که موجودات زنده را به کام مرگ می کشد!

رودخانه ی که موجودات زنده را به کام مرگ می کشد!

رودخانه ی جوشان با لایه هایی از افسانه، معنویت و عرفان پوشیده شده و به همین دلیل در میان جامعه ی محلی مکانی مقدس تلقی می شود.

محدوده ی این رودخانه زیستگاه دو جامعه ی بومی و شفادهنده ی آمازون به نام های Santuario Huistin و Mayantuyacu می باشد که مدت های مدید اینجا را مکانی مقدس و محل تجمع نیروهای روحانی معرفی کرده اند به طوریکه تنها قدرتمندترین شفادهنده ها برای «ارتباط برقرار کردن با ارواح» از آنها بازدید می کنند تا بتوانند در مورد قدرت های شفابخش رازآلود و مراسم پیشینیان خود اطلاعات بیشتری کسب کنند.

رودخانه ی که موجودات زنده را به کام مرگ می کشد!

بزرگترین تهدیدی که در حال حاضر محدوده ی رودخانه را تهدید می کند، پدیده ی جنگل زدایی است که اگر اقدامات حفاظتی لازم صورت نگیرد، ممکن است منجر به ناپدید شدن آن به صورت کامل گردد.

یکی از اهداف پروژه این است که رودخانه ی جوشان به عنوان یکی از آثار ارزشمند ملی پرو قلمداد شده و جنگل های باقیمانده ی آن به صورت قانونی به استفاده ی انحصاری فعالیت های اکولوژیکی شامل اقدامات حفاظتی، اکوتوریسم و در نهایت ارتقای گردشگر مسئول که به فرهنگ محلی اهمیت داده و از آن قدردانی کند  درآید و البته در کنار این موضوع محافظت از جنگل نیز مطرح است.

به گردشگرانی که قصد بازدید از رودخانه را دارند توصیه می شود که به طور مستقیم با مراکز Mayantuyacu یا Santuario Huistin ارتباط برقرار کنند، مراکزی که هر دو سابقه ای طولانی در پذیرش گردشگران و فراهم آوردن اطلاعات سفر، توصیه های ایمنی و هشدارها درباره ی خطرات احتمالی بازدید از رودخانه (به اندازه ای داغ که می تواند سوختگی های جدی درجه دو تا سه را تنها در چند ثانیه ایجاد کند) دارند.

رودخانه ی که موجودات زنده را به کام مرگ می کشد!

رودخانه ی که موجودات زنده را به کام مرگ می کشد!

در حالیکه اغلب افرادی که از این منطقه دیدن می کنند، بازدیدی ایمن و فراموش نشدنی را تجربه خواهند کرد اما این سفر با در نظر گرفتن شرایط سخت دسترسی و موقعیت های روستایی ممکن است برای هر کسی مناسب نباشد.

برای شرایط خیلی خیلی گرم (هم آفتاب داغ و هم رودخانه)، آب و هوای مرطوب، پیاده روی های طولانی، نیش حشرات، شرایطی بدون تهویه ی مطبوع، بدون اینترنت یا آنتن موبایل و همچنین فاصله ی حداقل یک ساعتی تا نزدیکترین کلینیک و سه ساعتی تا نزدیک ترین بیمارستان آماده باشید!

مسئولیت ایمنی شما کاملا بر عهده ی خودتان است و زمانی که وارد این جنگل می شوید ریسک و عواقب آن را خودتان قبول می کنید. برای طی مسیر هیچ گونه امکانات خاصی مثل تخته های مناسب، طناب و نرده وجود ندارد. رودخانه ی جوشان در بیشتر قسمت های خود وحشی و رام نشده باقی مانده و ما امیدواریم که به همین شکل باقی بماند.

رودخانه ی که موجودات زنده را به کام مرگ می کشد!




حیواناتی که زنده خورده می شوند

آدم‌ها دو دسته اند؛ دسته‌ای که دوست دارند به چیزهایی که با آن آشنا هستند بچسبند، همان غذاهای همیشگی را از همان جاهای همیشگی سفارش دهند و دسته‌ای دیگر که عاشق ماجراجویی و امتحان کردن چیز‌ها و غذاهای جدید هستند. گاهی اوقات این ماجراجویی به چیزهای عجیب و ترسناکی ختم می‌شود. در این مطلب حیوانات زنده‌ای را در بشقاب برخی از این افراد مشاهده می‌کنید که قرار است خورده شوند؛

سان ژی ار (San Zhi Er)
بیشتر ما وقتی موشی در رستوران ببینیم سریع می‌دویم و با مرکز بهداشت تماس می‌گیریم، اما برخی افراد نسبت به موش درون رستوران این احساس را ندارند. اصلا آن‌ها دقیقا به خاطر همین موش‌ها به رستوران رفته اند. اگرچه این یک غذای معمولی نیست، اما برخی از ساکنان استان گواندونگ (Guangdong) چین از خوردن بچه موش‌ها لذت می برند. «سان ژی ار» به معنای «سه جیغ» غذایی است که بچه موش‌ها را زنده زنده و همراه با سس میل می‌کنند. دلیل نامگذاری این غذا سه جیغ بچه موش‌ها در این غذاست: اولین جیغ وقتی گرفته می‌شوند، دومین جیغ وقتی در سس قرار داده می‌شوند و سومین جیغ وقتی هنگام خوردن گاز گرفته می‌شوند.

حیواناتی که زنده زنده خورده می‌شوند!
 
سوپ ماهی زنده
اگر بچه موش دوست ندارید نگران نباشید. حیوانات دیگری هم هستند که می‌توانید به آن‌ها سس بزنید و زنده زنده بخورید. گزینه دیگر که آسانتر هم تهیه می‌شود و برای مناسبت‌های خاص بهتر است یک سطل ماهی زنده و یک کاسه سوپ است. این تکنیک سال گذشته جنجال به پا کرد، زمانی که ویدئویی از جنوب چین منتشر شد که در آن چند نفر در کنار یک کاسه سوپ نشسته بودند و با استفاده از چاپستیک یک ماهی زنده را از سطل در می‌آوردند و داخل سوپ می‌انداختند و می‌خوردند.
 
حیواناتی که زنده زنده خورده می‌شوند! 

 میمون

ممکن است به میمون به عنوان یک منبع غذایی نگاه نکنید، اما برای بسیاری از افراد جهان، خوردن میمون مثل خوردن مرغ عادی است. بیشتر این افراد مثل کسانی که در جنگل‌های آمازون زندگی می‌کنند، در جوامع جنگل زندگی می‌کنند  و میمون مثل هر حیوان دیگری برایشان عادی است. اما حتی اگر خوردن میمون به نظرتان مشکلی نداشته باشد قطعا با خوردن میمون زنده مشکل دارید. ماکاک‌ها که نوعی میمون رایج در کامبوج هستند و کمترین سطح حفاظتی و نگرانی را دارند یکی از حیواناتی هستند که زنده خورده می‌شوند. اما وحشتناک‌ترین بخش ماجرا این است که مغز آن‌ها را در حالیکه حیوان هنوز زنده هستند از جمجمه خارج کرده و می‌خورند.
 مغز این میمون یکی از غذاهای کامبوجی است که هرچه تازه‌تر باشد بهتر است به همین دلیل آن‌ها را می‌بندند یا به آن‌ها مخدر تزریق می‌کنند و سپس قسمت بالای سرشان را می‌برند. آن‌ها میمون را زیر میزی که مخصوص خوردن سر میمون سوراخ شده قرار می‌دهند و سر میمون به عنوان کاسه‌ای از مغز میمون عمل می‌کند. علاوه بر این که این روش تازه بودن آن را تضمین می‌کند، آن‌ها معتقدند که ترس باعث می‌شود گوشت حیوان طعم بهتری داشته باشد.
 
حیواناتی که زنده زنده خورده می‌شوند! 
 

میگو

انواع مختلف میگوی زنده یکی دیگر از غذاهایی است که می‌توانید در ژاپن، چین و بخش هایی از آمریکا سفارش دهید. این غذا بعد از خرد کردن سر میگو مستقیما و در حالیکه بدن و سر آن هنوز حرکت می‌کنند خورده می‌شوند. سپس دوباره سر‌ها را به آشپزخانه می‌برند و این بار سرخ می‌کنند و دوباره می‌خورند.
 
حیواناتی که زنده زنده خورده می‌شوند! 
 

ساشیمی خرچنگ

باوجود همه شواهدی که از تنوع غذاهای بی رحمانه در سراسر جهان دیدیم، خرچنگ یکی از مشهورترین غذاهای بحث برانگیز در جوامع غربی باقی مانده است. ساشیمی یکی از غذاهای ژاپنی است که در آن گوشت یا ماهی تا حد امکان تازه، به قطعات نازک بریده شده، خام و در حالی که هنوز حرکت می‌کند خورده می‌شود.
 
حیواناتی که زنده زنده خورده می‌شوند! 

 سوسک

با رشد سریع جمعیت جهان ممکن است مجبور شویم به خوردن حشرات روی بیاوریم تا نیازهای غذایی خود را برطرف کنیم. همان طور که در حال حاضر انواع خاصی از حشرات در برخی کشور‌ها یک میان وعده معمولی به حساب می‌آیند. اما در حالی که حشرات پخته شده ممکن است برای برخی افراد منبع خوب پروتئین به حساب بیایند، برای برخی دیگر خوردن سوسک‌های زنده منبع خوبی از مار پیتون به حساب می‌آید. در سال ۲۰۱۲ بیش از ۳۰ نفر در مسابقه خوردن سوسک در فلوریدا شرکت کردند و به برنده مسابقه یک مار پیتون جایزه داده شد. متاسفانه این رقابت خوب پیش نرفت، زیرا یک شرکت کننده ۳۲ ساله که ده‌ها سوسک خورده بود جان خود را از دست داد.

حیواناتی که زنده زنده خورده می‌شوند! 
 

خفاش
روباه پرنده ماریانا گونه‌ای از خفاش میوه خوار است که در جزایر ماریانا یافت می‌شود. اگرچه زمانی تعداد آن به ۶۰۰۰۰ عدد می‌رسید، اما جمعیت آن‌ها بعد از چندین دهه شکار توسط انسان‌ها به چند صد عدد کاهش یافته است. هزاران خفاشی که در این جزیره زندگی می کردند منبع غذای مناسبی برای انسان‌ها و حیوانات به شمار می‌رفتند. معمولا آن‌ها را در موقعیت‌های خاص سرو می‌کردند. در یکی از این غذاها، خفاش شسته و سپس در یک ظرف آبجوش انداخته می‌شد. سپس در یک کاسه شیر نارگیل انداخته و همه قسمت هایش به جز استخوان و دندان‌ها خورده می‌شد.

اما برخلاف بیشتر غذاهای این مطلب، این غذا ممکن است واقعا کشنده باشد. بعد از جنگ جهانی دوم دانشمندان متوجه شدند که شمار زیادی از ساکنان گوآم به علت بیماری مرموزی جان خود را از دست می‌دهند. اکنون می‌دانیم که بین یک چهارم تا یک سوم از کسانی که مردند به دلیل بیماری ناشی از مصرف خفاش بوده است. خفاش‌ها عمدتا از دانه‌های سیکاد تغذیه می‌کنند که حاوی مقدار زیادی از سموم خطرناک هستند و اگر در بلندمدت مصرف شوند موجب بیماری ALS در انسان می‌شوند.

حیواناتی که زنده زنده خورده می‌شوند!

 مار ماهی

 «ریموند بلنک» سرآشپز فرانسوی است که برخی از بهترین رستوران‌های بریتانیا را اداره می‌کند. همان طور که از سرآشپزی با این اعتبار انتظار دارید، بلنک به سراسر جهان سفر کرده و همه نوع غذاهای عجیب و کمیاب را امتحان کرده است. از میان همه آن ها، او می‌گوید عجیب‌ترین غذایی که تا به حال خورده یک کاسه مارماهی زنده بوده است. کاسه در وسط میز قرار داده شده و مارماهی‌ها از آن بیرون می‌پریده اند. باید آن‌ها را کامل قورت دهید طوری که لولیدن آن‌ها را هنگام پایین رفتن از گلو حس می‌کنید.
 
حیواناتی که زنده زنده خورده می‌شوند! 

 

کبرا

همان طور که برای خوردن خرچنگ می‌توانید خرچنگ موردنظرتان را خودتان انتخاب کنید. در ویتنام هم می‌توانید تجربه مشابهی داشته باشید و از قفس مارهای خشمگین، مار کبرای مورد علاقه تان را انتخاب کنید. وقتی مارتان را انتخاب کردید سرآشپز آن را می‌گیرد و روی زمین می‌اندازد. آن‌ها معمولا با تکان دادن قفس یا سیخونک زدن به مار آن را عصبانی هم می‌کنند. احتمالا این کار را به این خاطر انجام می‌دهند که قلب مار سریعتر بزند و بتوانید تجربه واضح تری از خوردن مار زنده داشته باشید.
 سپس مار از وسط نصف شده و بالای یک لیوان نیمه پر نگه داشته می‌شود تا همه خونش داخل لیوان بریزد. سپس قلب مار که هنوز می‌زند درآورده و داخل همان نوشیدنی انداخته می‌شود. زهرابه یا صفرای مار را نیز داخل لیوان دیگری می‌ریزند. ابتدا لیوان اول در حالی که قلب هنوز می‌زند را می‌خورند و به دنبالش لیوان دوم و سپس غذایی که از گوشت مار به شکل خوراک یا سوپ تهیه شده را می‌خورند.
حیواناتی که زنده زنده خورده می‌شوند! 
 

کرم ویچتی (Witchetty)

کرم‌های ویچتی لاروهای بومی استرالیا هستند و قرن هاست که جزئی از رژیم غذایی بومیان به شمار می‌آیند. آن‌ها سرشار از پروتئین، مواد مغذی و ویتامین‌ هستند؛ بنابراین یکی از بهترین مناع غذایی به حساب می‌آیند. طول ویچتی‌ها به ۱۲ سانتیمتر می‌رسد و معمولا زنده خورده می‌شوند. طعم آن‌ها شبیه بادام و چسبنده هستند. ویچتی ها را کباب هم می‌کنند که در این صورت طعم مرغ و تخم مرغ سرخ شده را دارد.
حیواناتی که زنده زنده خورده می‌شوند!



انسانهایی که به دست حیوانات بزرگ شدند

در تاریخ موارد بسیاری از زندگی انسان ها با حیوانات بوده؛ افرادی که در کنار حیوانات و با آنها بزرگ شدند، بدون اين كه حیوانات به آنها آسیب برسانند؛ انسان هایی که هیچ تصوری از زندگی متمدن دیگر انسان ها نداشتند و به این شکل تصویر و نام آنها در تاریخ ماندگار شد.

 

 گرگ هندی

 انسان هایی که به دست حیوانات پرورش یافتند
 

 دینا سانیچار را در سال ۱۸۶۷ میلادی وقتی شش ساله بود، در یکی از جنگل های هند پیدا کردند. او از نظر عقلی در صحت کامل بود، ولی زبان انسان ها را نمی دانست. دو شکارچی در حال دنبال کردن گرگ ها بودند که او را پیدا کردند. رفتارهای او شبیه حیوانات بود. لباس هایش را پاره می کرد و برای پیدا کردن غذا زمین را می کند. گوشت خام می خورد و از غذای پخته متنفر بود. او هیچ وقت زبان انسان ها را یاد نگرفت و در سال ۱۸۹۵ از دنیا رفت.

دنیل پسر بزها

 
انسان هایی که به دست حیوانات پرورش یافتند 
 

در سال ۱۹۹۰ میلادی وقتی یازده ساله بود او را در دامنه های کوه آند در پرو پیدا کردند. هشت سال با بزها زندگی کرده و برای زنده ماندن از شیر آنها نوشیده بود. از میوه های جنگلی و علف ارتزاق می کرد. دنیل چهار دست و پا راه می رفت و هرگز زبان انسان ها را نیاموخت.

پسری که مثل آهو می دوید

 
انسان هایی که به دست حیوانات پرورش یافتند 
 

او در سال ۱۹۴۹ میلادی وقتی ده ساله بود در بیابانی در سوریه و در کنار بزها پیدا شد. گرفتن او کار ساده ای نبود‌. او سرعتی بالغ بر ۵۰ کیلومتر در ساعت داشت. به همین دلیل، او را با یک جیپ دستگیر کردند و به یک مرکز نگهداری بردند. او بارها سعی کرد از آنجا فرار کند.

جان، پسر اوگاندایی

 
انسان هایی که به دست حیوانات پرورش یافتند 
 

در سال ۱۹۹۱ میلادی در شش سالگی او را در یکی از جنگل های اوگاندا پیدا کردند که با میمون ها زندگی می کرد. او را به پدر و مادرش تحویل دادند. وقتی سیزده ساله شد پدرش را کشت و دوباره به جنگل بازگشت. بدن او کاملا پوشیده از موهای بلند  بود و زخم های پوست او، نشان میداد که سعی داشته  با تقلید حرکات حیوانات مانند آنها زندگی کند.

پسر پرنده

 
انسان هایی که به دست حیوانات پرورش یافتند 
 

در سال ۲۰۰۸ میلادی او را یافتند. هشت ساله بود و در اتاق پر از قفس و پرنده زندگی می کرد. مادرش او را در این اتاق به حال خود رها کرده بود و به امور او رسیدگی نمی کرد. این کودک روسی به جای حرف زدن صدای پرنده ها را تقلید می کرد و اصوات او شبیه جیک جیک پرندگان بود. پزشکان او را مبتلا به سندرم (ماوکلی) دانستند. ماوکلی یکی از شخصیت های داستان پسر جنگل بود.




برداشت زرشک

برداشت محصول زرشک در مزارع استان خراسان جنوبی آغاز شده است ،این محصول استراتژیک در شرایط سخت با وجود گرما و کم آبی مقاوم است و فواید و کاربردهای فراوانی دارد. استان خراسان جنوبی اولین تولید کننده این محصول در ایران و جهان است.
 
 
 



روستای زیبای پالنگان در کردستان

با تصاویر دیدنی روستای پالنگان در کردستان و در ۱۵ کیلومتری شهر کامیاران یکی از زیباترین روستاهای پلکانی در مجله آنگو همراه ما باشید. روستای پالنگان در استان کردستان یکی ازجاذبه‌‌های گردشگری استان است که در ۱۵ کیلومتری شهر کامیاران و ابتدای منطقه اورامان قرار دارد.
تصاویر دیدنی روستای پالنگان در کردستان تصاویر دیدنی روستای پالنگان در کردستان

تصاویر دیدنی روستای پالنگان در کردستان

‌‌یکی از زیباترین روستاهای پله کانی با معماری ویژه وطبیعت گوناگون در فصول مختلف می‌باشد. در ۸۰۰ متری روستا در دره زیبای “تنگیور” و در محل چشمه‌‌های پر آب، قلعه پالنگان وجود داشت که اکنون بقایای اتاق‌ها و پل‌‌های قدیمی ‌آن پابرجاست. آثار به دست آمده از قلعه و بقایای پل‌‌های ساخته شده بر روی رودخانه، قدمت آن را به دوره پیش از اسلام می‌رساند
تصاویر دیدنی روستای پالنگان در کردستان تصاویر دیدنی روستای پالنگان در کردستان‌‌
تصاویر دیدنی روستای پالنگان در کردستان تصاویر دیدنی روستای پالنگان در کردستان‌‌
تصاویر دیدنی روستای پالنگان در کردستان تصاویر دیدنی روستای پالنگان در کردستان‌‌
تصاویر دیدنی روستای پالنگان در کردستان تصاویر دیدنی روستای پالنگان در کردستانتصاویر دیدنی روستای پالنگان در کردستان تصاویر دیدنی روستای پالنگان در کردستانتصاویر دیدنی روستای پالنگان در کردستان تصاویر دیدنی روستای پالنگان در کردستان




کوتاهترین حکومتهای تاریخ

تاریخ، سرشار است از حاکمانی که مدتی طولانی پس از به تخت نشستن، فرصت یافتند که حکومت کنند. یکی‌اش ناصرالدین‌شاه قاجار.
 
اما موارد جالب‌تر، آن‌ها هستند که تلاش بسیاری برای یافتن سرحلقه‌ی قدرت کردند و روزگار، مجال کام بردن از شیرینی پیروزی را به آن‌ها نداد. در این نوشته، به ۱۰ مورد این‌چنینی می‌پردازیم که مدت حکومت حاکمان، با دلایلی غریب و حتی بدشانسی، بسیار کوتاه شد. به ترتیب که در این لیست پیش می‌رویم، این زمان کوتاه‌تر می‌شود.

 

۱- تزار پیتر سوم از روسیه: ۱۸۵ روز

پیتر سوم که میان مردمان‌ش بسیار نامحبوب بود، از تاریخ ۵ ژانویه تا ۹ جولای سال ۱۷۶۲ به حکومت رسید. او به سختی قادر به سخن گفتن  به زبان روسی بود و اغلبِ قوانین حاکمان پیشین را کنار گذاشت. همسر او، شاهزاده خانمی اهل آلمان به نام «سوفی» بود که علیه شوهرش کودتایی ترتیب داد، سرنگون‌ش کرد و در نهایت، پیتر سوم را به قتل رساندند.

پس از آن، سوفی با نام کاترین دوم (همان کاترین کبیر) تاج‌گذاری کرد. زندگی او با پیشتر سوم، بر اساس ازدواجی مصلحتی و بدون عشق و بدون رابطه‌ی زناشویی بود، بنابراین، طبیعی است که کاترین کبیر در سرنگونیِ شوهرش، ذره‌ای تردید به خود راه نداده. اما شاید یک طلاق سوزناک، رویه ای منطقی‌تر در این ماجرا به نظر می‌رسید.

مدت کوتاهی پس از کودتا، پیتر در قلعه‌ی «روپْشا» زندانی شد. در آن‌جا او به‌وسیله‌ی چندین مرد که به «گریگوری اورلوف»، مردی در رؤیای ازدواج با امپراتریس تازه یعنی کاترین دوم، وفادار بودند با خشونت غیرقابل وصفی، به قتل رسید. تنها با قتل پیتر بود که کاترین، اجازه‌ی ازدواج مجدد می‌یافت. چون زنی که شوهرش حتی با این وضع، عزل و زندانی شده، اما هنوز زنده‌است، نمی‌بایست ازدواج دیگری می‌کرد.

۲- ایزاک دوم از امپراتوری روم شرقی: ۱۷۹ روز

ایزاک دوم، نه یک بار، که دو بار بر سرزمین‌های روم شرقی تفوق یافت. اولین بار، فرصتی ۱۰ ساله برای حکومت یافت اما بار دوم، تنها ۱۷۹ روز بخت با او یار بود، یعنی از ۱ آگوست سال ۱۲۰۳ تا ۲۷ ژانویه‌ی ۱۲۰۴٫ اولین بار، حکومت ۱۰ ساله‌ی او توسط برادرش از چنگش در آمد. برادر تازه به قدرت رسیده، نام الکسیوس سوم را برای خود برگزید. او بلافاصله ایزاک نگون‌بخت را کور و زندانی کرد. ایزاک به مدت ۸ سال در قسطنطنیه اسارت را تحمل کرد تا آن که در زمان جنگ‌های صلیبی چهارم و تضعیف حکومت برادر بی‌رحم‌ش، آزاد شد.

صلیبی‌ها، از لیزاک و پسرش، الکسیوس چهارم حمایت کردند تا به قدرت برسند، اما آن‌ها در انجام تعهدات خود موفق نبودند و دیری نپایید که حمایت صلیبیون و به تبع آن، سربازان خود را از دست دادند. مدت زیادی طول نکشید که ایزاک توسط پسرخوانده‌ی برادرش از مقام خود عزل شد و این بار همراه با پسرش، مجدداً راهی زندان گردید. در زندان پسر ایزاک به نحو مشکوکی خفه شد و مرد و ایزاک از شوک اندوه مرگ پسر جوان‌ش، خود نیز فوت کرد.

۳- امپرانور یوآن شیکای از امپراتوری چین: ۱۰۱ روز

در سال ۱۹۱۲ و کمی پس از آن‌که آخرین امپراتور چین، پویی، پس از انقلاب خین‌های از سلطنت استعفا داد، امپراتوری جدیدی با رهبریِ یوآن شیکای در سرزمین چین شکل گرفت. او ژنرالی بود که به عنوان دومین رئیس‌جمهور موقت جمهوری خلق چین، به قدرت دست یافته‌بود.

اما شینکای، به دنبال تحکیم قدرت خود و پایه‌گذاریِ مجدد سلطنت در چین بود و این خواسته، مخالفت‌های بسیاری را برانگیخت. برنامه‌ها برای برگزاریِ جشن سلطنت، به تأخیر افتاد و در نهایت، جشنی برگزار نشد. با اوج‌گیریِ مخالفت‌ها، او دوباره حکومت چین را به جمهوری تغییر داد و  امپراتوری کوتاه مدت‌‌ش تنها حدود سه ماه بر چین استوار ماند. تنها از ۱۲ دسامبر ۱۹۱۵ تا ۲۲ مارچ ۱۹۱۶٫ شیکای دوباره به‌عنوان رئیس‌جمهور، شروع به خدمت کرد، البته این‌بار عمر او نپایید و کمی بعد از آن، فوت شد، اما عملکرد او، ایجاد ساختار جمهوری را در چین سال‌ها به تأخیر انداخت و باعث ایجاد درگیری‌های داخلی برای کسب قدرت شد. او شاید تنها امپراتوری در جهان است که توانست رئیس‌جمور مردم خودش هم بشود!

۴- امپراتور پِرتیناکس از رم: ۸۶ روز

میان روزهای ۱ ژانویه تا ۲۸ مارچ سال ۱۹۳، پابلیوس هِلوینوس پرتیناکس در شرایطی قدرت را در رم به دست گرفت که سالی بس نابسامان بر سرزمین‌شان گذشت: «سالی با ۵ امپراتور»! او موفق شده‌بود امپراتور کومودوس را به قتل برساند. همان امپراتوری که «ژوکین فونیکس» به زیبایی در فیلم «گلادیاتور» نقش‌ش را بازی کرد.

پرتیناکس، تلاش فراوانی کرد که اوضاع نابسامان را بهبود بخشد، اما بیشتر تلاش‌های او با شکست مواجه شدند. با این وجود، موفق به آزادسازی بخشی از زندانین و رفع برخی از محدودیت‌های حاکم بر قوانین زراعت شد. تصمیم او مبنی بر ایجاد تغییراتی در تغییراتی در گارد سلطنتی افسران که با او در قتل حاکم پیشین همکاری کرده‌بودند، منجر به فراهم آمدنِ مقدمات سقوط وی شد.

اعضای گارد که از عملکردِ پرتیناکس خشمگین بودند، به کاخ سلطنتی حمله کردند و این‌قدر او را مورد ضرب و شتم قرار دادند تا کشته شد. سپس سرش را از تن‌ش جدا کردند، بر سرِ نیزه‌ای کردند و به نشانه‌ی پیروزی در خیابان‌های منتهی به قرارگاه گارد افسران، گرداندند.

۵- شاه فردریک چارلز از فنلاند: ۶۶ روز

فردریک چارلز لوییس کنستانتین از هِسِه، از ۹ اکتبر تا ۱۴ دسامبر سال ۱۹۱۸ به عنوان پادشاه فنلاند برگزیده شد و تنها در طول این ۶۶ روز، به این نتیجه رسید که نمی‌تواند به سلطنت خود ادامه دهد و استعفا داد. به سلطنت رسیدن ولیعهد نازپرورده‌ی فنلاندی که در آلمان متولد شده‌ بود، با مخالفت‌هایی همراه بود، آن هم در شرایطی که کمی بعد از پایان جنگ جهانی اول، تاج پادشاهی را بر سر نهد.

فردریک که این شرایط را درک می‌کرد، اندکی پس از استعفای ویلهلم سوم، پادشاه آلمان، از پادشاهی انصراف داد و این پایانی بر حکومت امپراتوری در آلمان محسوب می‌شود. حقیقت این است که فردریک، حتی برای پذیرش موقعیت پادشاهی هم در فنلاند مستقر نشده‌بود و در طول این ۶۶ روز، همچنان در آلمان اقامت داشت. حکومت پادشاهی در فنلاند، تنها دو سال بعد از آن دوام یافت و در سال ۱۹۱۹، قانون اساسی این کشور بر اساس نظام جمهوری پایه‌گذاری و تنظیم شد.

۶- امپراتور دیدیوس جولیانوس از رم: ۶۵ روز

در ادامه ماجرای ملتهب سال ۱۹۳ در رم، پس از قتل پرتیناکس توسط افسران گارد، امپراتوری رم را بین متقاضیان به ازای بالاترین قیمت به حراج گذاشتند! دو نفر در این رقابت شرکت کردند که جولیانوس با وعده پرداخت ۲۵۰۰۰ سِسدرِس به هر افسر گارد، برنده‌ی آن گردید. یعنی مجموع ۲۰۰ میلیون سسدرس. در آن زمان، درآمد یک کارگر یا سرباز معمولی، روزانه ۴ سسدرس بود.

مجلس سنا از ترس اقدامات ارتش، جولیانوس را امپراتور اعلام کرد، اما سلطنت او دیری نپایید. جولیانوس سرنگون شد و در تاریخ ۱ جون سال ۱۹۳، توسط جانشین‌ش دستگیر و سپس اعدام شد.

۷- پاپ اوربان هفتم: ۱۲ روز

پاپ اوربان هفتم با طول مدت خدمت برای واتیکان از ۱۵ تا ۲۷ سپتامبر سال  ۱۵۹۰، میان تمام پاپ‌ها رکورددار کوتاه‌ترین زمان کسب این مقام است. واتیکان، استیفن دوم را از مقام خود خلع کرده‌بود و ۳ روز عهده‌داری او در این لیست نمی‌گنجد، چرا که واتیکان این سه روز را نپذیرفت و عنوان کرد که وی، قداست خود را از دست داده‌بوده است.

اوربان هفتم، در شرایطی نسبتاً عادی به دلیل ابتلاء به بیماری مالاریا از مقام خود استعفا داد، با این حال، او یک رکورد دیگر هم در کتاب‌های تاریخ دارد: اولین پایه‌گذار ممنوعیت استعمال دخانیات و تنباکو که این عمل را در سال ۱۵۹۰ انجام داده‌است!

اوربان هفتم، با تهدید کافر دانستن هر کاتولیکی که در مسیر یا درون کلیسا تنباکو استعمال کند، چه از راه جویدن باشد و چه کشیدن با پیپ و یا از راه داخل بینی کشیدن پودر آن، این ممنوعیت را علنی کرد. البته این عمل او به دلیل نگرانی او برای سطح سلامت کاتولیک‌ها نبود، بلکه اوربان هفتم اساساً از مصرف تنباکو در محل‌های یادشده تنفر داشت.

۸- امپراتور دوک دوک از ویتنام: ۳ روز

ماجرای امپراتور دوک دوک، نماینده‌ی داستان جامعه‌ای بدون بینش سیاسی است که میان زنده باد تا مرده‌باد گفتنش، فقط چند ساعت اختلاف وجود دارد و از شور، بیشتر از شعور استفاده می‌شود! او در سال ۱۸۸۳ توسط همان مردمی به قدرت رسید که ۷۲ ساعت پس از به تخت نشستن‌ش، او را از قدرت خلع کردند. در خلال جشن تاج‌گذاری‌اش، دوک دوک به چند عمل خلاف اخلاق متهم شد.

دادگاه سریعاً حکم به مرگ او توسط سم را داد. البته احتمالاً دلایل خلع او، سیاسی بود و او سرانجام در اسارت فوت شد، اما دلایل مرگ او تا به امروز مبهم است. بهرحال، گمان می‌رود که او تنها دست‌نشانده‌ی استعمارگران فرانسوی بود. آشفتگی سیاسی ناشی از حکومت سه روزه‌ی او، نزدیک به یک دهه ادامه یافت تا در نهایت، حکومت به یکی از پسران‌ش برسد.

 

۹- امپراتور مو از چین: ۲ ساعت!

امپراتور مو از سلسله‌ی جین، که وان‌یان چِنگ‌لین نام داشت، کوتاه‌مدت‌ترین امپراتوری را در تاریخ پرماجرای چین بنا نهاد. در روز ۹ فوریه‌ی سال ۱۲۳۴، او کمی پس از تاج‌گذاری‌ش، در جریان حمله‌ی مغول‌ها به چین کشته‌شد.

آن روز، او به دیدار امپراتور آیزونگ رفته‌بود. امپراتورِ قبلی چین که اصرار داشت چنگ‌لین جایگاه او را بپذیرد و جانشین‌ش شود. کمی بعد، در جریان محاصره‌ی شهر کایژو، دیوارهای اطراف شهر توسط دشمن فتح شد. امپراتور آیزونگ خودکشی کرد تا به دست مغول‌‌ها نیفتد و جانشین‌ش با آن‌ها روبه رو شود.

چنگ‌لین تنها دو ساعت فرصت حکومت بر سلسله‌ی جین را یافت. او نیروهای‌ش را بسیج کرد تا از شهر دفاع کند و در جریان نبرد، کشته شد. به این ترتیب، حکومت سلسله‌ی جین پایان یافت و سلسله‌ی مغولی یوآن بر شمال سرزمین چین، استیلا یافت.

۱۰- شاه لویی نوزدهم از فرانسه: ۲۰ دقیقه!

در روز دوم آگوست سال ۱۸۳۰، بین پذیرش سلطنت و استعفای لویی آنتوان تنها ۲۰ دقیقه فاصله ایجاد شد! پدر او نیز در جریان انقلاب‌ ماه جولای سال ۱۸۳۰ استعفا داده‌بود.

در حالی که لویی آنتوان قصد داشت برگه‌های سند کناره‌گیری را امضا کند، داشت به بحث‌های همسرش که این کار را انجام ندهد و به عنوان پادشاه به کار مشغول گردد، گوش می‌داد. اما سلطنت آن‌ها، در فرانسه بسیار مورد انتقاد و نفرت عمومی واقع شده‌بود. در نهایت، او به این سلطنت ادامه نداد و از مقام خود کناره‌گیری نمود.

با آن که لویی نوزدهم اصلاً فرصت‌ش را نیافت تا بر فرانسه حکمرانی کند، اما بودند پیروان وفاداری که روند استعفای او را قانونی نمی‌دانستند و پدرش، شارل دهم و او را تا زمان مرگ‌شان، پادشاهان حقیقی فرانسه می‌پنداشتند.