خواص فیزیکی HF

فلوئوريد هيدروژن يك مايع فرار و بدون رنگ است . همچنين اين ماده يك تركيب ، با پيوندهاي گازي بين مولكولهاي مي باشد كه در ادامة همين فصل آورده خواهد شد .. .

برخي از خواص فيزيكي HF در جدول ( 1-4 ) آورده شده است :
با توجه به جدول فوق مي توان به چند نكتة مهم دست پيدا نمود :
يكي فشار بخار پائين ، ديگري محدودة مايع بودن زياد و در نهايت نيز بالا بودن ثابت دي الكتريك اين ماده مي باشـد .
همچنين مي توان نتيجه گيري نمود كه ويسكوزيتة مايع HF در مقايسه با ويسكوزيتة آب ، پائين تر بوده و حتي از ويسكوزيتة ساير هالوژن ها هم كمتر مي باشد . اين مطلب موضوعي را مشخص مي كند كه : شبكة پيوندي سه بعدي H همانند آنچه كه در مورد آب و يا اسيد سولفوريك و يا اسيد فسفريك ، مشاهده مي نماييم در اينجا وجود ندارد .
در هر حال بايد به خاطر داشت كه ويسكوزيتة HF در صفر درجة سانتيگراد محاسبه شده است ، يعني در دماي حدود 80 درجه بالاتر از نقطة ذوب و حدود 20 درجة سانتيگراد زير نقطة جوش اين ماده . يك مقايسة ديگر در دمـايc° 5/62- نشان مي دهد كه مقدار ويسكوزيته ، 772/0 سنتي پوپس مي باشد در حالي كه آب در دماي c°20 ، ويسكوزيته اي در حدود يك سنتي پویس را خواهـد داشت .
پيوند هيـدروژني ، همچنين مسئول پيوستگـي مولكول هاي HF در فـاز بخـار مي باشد . دانسيتة بخار بالاي مايع HF ، داراي مقداري ماكزيمم در c° 34- يعني 86 خواهد بود و اين دانسيته در فشار اتمسفر از 86 ، به 58 در c° 25 و در نهايت به مقدار 6/20 در c°80 خواهد رسيد . دانسيتة بخار مونومري H در آن شرايط ، حاصل تقسيم 0063/20 به 0158/2 يعني 925/9 خواهد بود .
اين نتايج حاصل تحقيقات انجام گرفته توسط اشعة مادون قرمز و با انكسار الكتروني مي باشد . نتيجة ديگري كه از اين تحقيق به دست مي آيد اين است كه :
مولكول هاي HF گازي شكل ، به صورت يك مخلوطي كه در حال تعادل بوده و از مجموعة مولكول هاي تكي و يا حتي 6 تايي مي تواند وجود داشته باشد ، تشکیل شده است و اين حالت تكي و يا چندتايي حاصل دما و فشار حاكم بر سيستم خو اهد بود : و ساختمان كريستاليHF نشان مي دهد كه پليمرهاي موجود به شكل يك تغييرات زيگزاگ با پيوند بين فلوئور به طول Pm 249 و با زاويه اي در حدود ° 1/120 ظاهر مي شود .
انرژي مورد نياز براي شكسته شدن پيوند بين مولكول هاي HF بيشترين مقدار را در بين هالوژن ها داشته و اين انرژي به Kj / mol 574 خواهد رسيد .

برگرفته از كتاب ( بررسي توليد و انتشار سم HF در فرآيند غني سازي اورانيوم )



موارد استفاده HF

فلوئوريد هيدروژن بدون آب براي اولين بار و در ابتدا در سال 1931 در مقياس صنعتي در آمريكا توليد گرديد . پس از آن نيز در سال 1942 ميلادي توسط كشور انگلستان و امروزه نيز در كشورهاي زيادي كار توليد اين ماده انجام مي پذيرد . . .

 ميزان محصول توليد شده همة كشورها به همراه آمريكا بيش از 300 هزار تن در سال مي باشد و در آينده تخمين زده مي شود تا يك ميليون تن افزايش پيدا نمايد .
در سال 1979 قيمت هر كيلو گرم از HF حدود 1 دلار بود و براي اسيد 70 درصدي آن ، حدود 75/0 دلار بـراي هر كيلـوگـرم پـرداخـت مي گرديد . حمل مادة HF توسط كشتي ، در مخازني به ظرفيت 20 تا 91 تن انجام مي پذيرد و اين ماده سپس به مخازن استيلي با ظرفيت 8 تا900 كيلوگرم انتقال داده خواهد شد ( مخازن مورد استفاده در انگليس 7/2 تا 635 كيلوگرم است ) .
بطري هاي 340 گرمي HF ، با غلظتي در حـدود 70 درصد اسيـد ، در واگن ها و كاميونهاي با ظرفيت 32 تا 80 تن انتقال داده مي شوند . در ابتدا ، از مادة فلوئوريد هيدروژن در توليد كلر و فلوئوركربن جهت واحدهاي سرما سازي استفاده مي شد و همچنين با توجه به نقطة جوش آن و خواص اين ماده ، در انجماد سازي گازها نيز مورد استفاده قرار مي گرفت .
توليد زياد محصولات آلومينيومي در سالهاي 1935 تا 1940 و در آمريكا باعث شد تا اين ماده صرفا جهت كارهاي سرماسازي مورد استفاده قرار نگيرد و با مصرف در اين كارخانه ها باعث ايجاد تعادلي جهت موارد استفادة خود گرديد به طوريكه مورد مصرف HF براي اين دو نوع استفاده ، به ترتيب 37 و 40 درصد بود و لذا حدود 77 درصد از محصول HF براي اين دو صنعت عظيم مورد استفاده واقع گرديد . علاوه بر موارد ذكر شده حدود 7 درصد ديگر جهت ساير فرآيندهاي آلومينيوم و نيز 5 درصد هم براي كاتاليزورهاي آلكیلاسيون در صنايع نفت و 4 درصد جهت قطعه شويي صنايع استيل و 7 درصد باقيمانده نيز جهت مصارف سنتي استفاده مي شود ( مثل كار بر روي شيشه و توليد لامپ برق و تيوب تلويزيون و ساخت نمكهاي فلوئوريد ) .
شايد استفادة 40 هزار تن از محصول HF در هر سال و در سطح جهان جهت ساخت تركيبات ديگري از جمله و باشند كه در ابتدا با واكنشHF مي توان به رسيد و سپس با افزايش گاز فلوئور به دست پيدا نمود ( اين واكنش ها بعدا ذكر خواهند گردید ) .
خاصيت خورندگي طبيعي HF و محلول آبي اين اسيد ، بايد در هنگام كار كردن با آن مد نظر قرار گيرد . سيماي آشكار سوزاندن HF برروي پوست بـدن ، با يـك زخـم دردنـاك شـروع مي شود و واكنش تدريجي اين ماده بر روي پوست با كاهش هيدروژن و ايجاد PH كم و اثر سمي مخصوص حاصل از غلظت بالاي يون هاي فلوئور بهمراه خواهد بود . اين عمل باعث مي شود تا از بافت بدن جدا شده و به صورت مادة ظاهر شود و بدين وسيله با كاهش تدريجي در بدن و اضافه شدن در بافت به نهايت اثر نامطلوب خود خواهد رسيد .
 اثر سوختگيHF بر روي پوست بدن مي تواند توسط شستن با آب ، آنهم به مدت 15 دقيقه متوقف شود . در عين حال براي جلوگيري از ادامة واكنش HF با بافت بدن ، مي توان علاوه بر شستن، موارد زير را نيز با توجه به موقعيت و ميزان سوختگي مورد عمل قرار داد :

 1- غوطه ور نمودن عضو آسيب ديده در محلول سرد ، يا استفاده از ذرات مرطوب آن .
 2- تزريق زير جلدي از يك محلول 10 درصدي گلوكونات كلسيم .
 3- جراحي قسمت آسيب ديده در سوختگي شديد ناشی از HF .

در این زمینه خاطر نشان می سازد که توجهات پزشكي کاملا ضروري خواهد بود حتي اگر اثر ناچيزي از آن ظاهر شده باشد . زيرا اثرات مخرب بعدي را ممكن است به دنبال داشته باشد .

برگرفته از كتاب ( بررسي توليد و انتشار سم HF در فرآيند غني سازي اورانيوم )



روش های تولید HF

فلوئوريد هيدروژن بدون آب اغلب بوسيلة يك واكنش ، بين اسيد سولفوريك با غلظت حداكثر 95 درصد ، روي پاية اسيدي فلوريت با غلظت بيش از 98 درصد ساخته مي شود .

 ( 1-1 ) واكنش ذكر شده در فوق ، گرماگير بوده و براي انجام اين واكنش و بالابردن راندمان كار ، مي بايست گرماي مورد نياز به فرآيند انتقال پيدا نمايد .
واكنش فوق در مدت 30 تا 60 دقيقه و در دمايي در حدود 200 تا 250 درجة سانتيگراد صورت خواهد پذيرفت . چنانچه فلوريت موجود در واكنش داراي مقداري ناخالصي از عنصر سيليس باشـد ، اين عنصر و جزء ناخالصي ، باعث مي شود تا 6 مول از محصول اصلي يعنيHF به ازاي هر مول از اكسيد سيليسيم يعني با انجام واكنش مضر و زايد ، به هدر رفته و با توليد و نيز از راندمان واكنش مورد نياز به شدت بكاهد . لذا استفاده از مادة خالص ، به همراه دماي مورد نياز براي انجام واكنش باعث افزايش راندمان واكنش خواهد گرديد .
در يك واحد ( براي نمونه 20 هزار تنی توليدHF ) ، مقدار زيادي حرارت مورد نياز خواهد بود كه بايد از طريق جدارة مخزن انجام واكنش به محلول انتقال پيدا نمايد . براي اين منظور از يك كورة استيل به طول 30 متر استفاده مي شود كه اين كوره قابليت چرخش يك دور بر دقيقه حول مخزن را دارد .
محصول گازي شكل ، در 100 تا 150 درجة سانتيگراد از مخزن خارج شده و پس از آن طي مراحل مختلفي به شكل جامد ، مايع و يا ناخالصي هاي گازي شكل تبديل مي شود . آنچـه كه به مايع تبديـل مي شود محصولي با خلوص 99 درصد است كه طي مراحل بعدي تقطير به خلوص 9/99 درصد خواهد رسيد . از نظر خوردگي و ايمني كارخانه ، بايد مقررات خاصي را اعمال نمود زيراHF توليدي بسيار خورنده و سمي بوده ، علاوه برآن ، دماي واكنش نيز بالا مي باشد .
 HF همچنين مي تواند توسط يك فرآيند مرطوب و با استفاده از فلوراپانيت و تبديل آن به اسيد فسفريك توليد شود ، اما وجود مادة كه با توليد و به شدت از راندمان واكنش و تـوليـدHF خواهـد كاست ، باعث مي شود تا اين فرآيند ، غير اقتصادي به حساب آيد
( 1-2 ) ( 1-3 ) محلول آبی مقداری از مادة توليد شده در واكنشهاي فوق مي تواند از نظر تجاري مورد استفاده واقع شود ، اما بايد در نظر داشت كه حدود 500 هزار تن از اين ماده توسط كارخانة اسيد فسفريكUS بطور ساليانه دور ريخته مي شود كه اگر بر اساس واكنشهاي انجام شده بخواهيم معادل آن را بدست آوريم ، يعني مقدار يك ميليون تن از فلوريت بدست آمده كه مي توانست براي توليد HF مورد نياز استفاده شود .

برگرفته از كتاب ( بررسي توليد و انتشار سم HF در فرآيند غني سازي اورانيوم )



تهیه و تولید گاز فلوئور F2

تنها روش منطقي توليد گاز فلوئور ، روش اصلي مويسان مي باشد كه بر اساس الكتروليز محلول KF در محلول غير آبيHF استوار است . . .

 مويسان يك نسبت مولي 1 به 3 را برايKF وHF به كار برده است ، اما اين نسبت ، به فشار بخار بالايي ازHF نياز خواهد داشت و بايد اين واكنش و عمل الكتروليز محلول فوق در دمايي حدود C ° 24- صورت پذيرد .
امروزه نسبت هاي مولي الكتروليت مورد نياز براي الكتروليز ، نسبت 1 به 2 و يا يك به يك از مخلوط ذكر شده بکار گرفته می شود كه البته در اين حالات بر خلاف نسبت 1 به 3 ذكر شده ، دماي مورد نياز براي فرآيند الكتروليز به ترتيب 72 و 240 درجة سانتيگراد خواهد بود .
درضمن در اين حالت فشار بخارHF نيز ، كم مي باشد . مطابق آنچه كه گفته شد معلوم مي شود كه اين واكنش ها در ژنراتورهاي توليد فلوئور در دماي پائين (72 ) و يا دماي بالا (240 ) صورت خواهد گرفت . پيلهاي دماي پائين معمولا استفادة بيشتري دارند و از پيلهاي دماي بالا به دليل مزاياي پيلهاي دماي پائين ، استفادة چنداني به عمل نمي آيد . اين چهار مزيت به ترتيب زير مي باشند :

1- فشار بخارHF در بالاي پيل دماي پائين ، نسبت به دماي بالا ، كمتر است .
2- در اين پيل ها خوردگي كمتري صورت مي گيرد .
3- طول عمر آند پيلهاي دماي پائين ، كمتر است .
4- تركيبات الكتروليت بدون اينكه اثري بر روي بازدهي و يا خراب كردن فعاليت آن داشته باشد مي تواند در محدودة زيادي تغيير پيدا نمايد .

خاصيت خورندگي بالاي الكتروليت مورد استفاده در اين پيل به همراه قدرت اكسيد كنندگي بالاي گاز فلوئور تشديد خواهد شد و مشكلات متعددي را در حين كار كردن به وجود خواهد آورد ، بویژه موقعي كه اين خاصيت خوردگي و اكسيد كنندگي توسط قابليت انفجار گاز فلوئور با گاز هيدروژن آميخته شود . لذا براي حذف عمل انفجار پيـل توسط گازهـاي نامبرده شـده ، مي بايد در طول فرآيند الكتروليز اين دو گاز از يكديگر جدا در نظر گرفته شوند و توسط يك مانع از اختلاط آن دو ، جلوگيري به عمل آید .
با عدم دقت در روغن كاري و نيز گريس كاري و چرب نمودن پيل و همچنين جلوگيري نكردن از واكنش مواد قابل اشتعال ، بايد منتظر يك آتش سوزي شديدی باشيم .
از ديگر خطرات موجود در ژنراتورهاي توليد گاز فلوئور ، مي توان از شكل گيري يک انفجار توسط تركيبات گرافيت فلورين در آند را نام برد . البته بايد در نظر داشت كه بر همة اين مشكلات مي توان غلبه پيدا نمود و با رعايت موارد ايمني ، در آزمايشگاه و همچنین در صنعت ، مي توان این گاز را با اطمينان كامل توليد نمود . نوعي از ژنراتورها دارای يك ديگ استيل به عنوان كاتد و نیز الكتروليت KF. 2HF می باشند .
دماي پيل حدود 80 تا 100 درجة سانتيگراد بوده و تنظيم دما تا اين حد توسط يك جداره صورت مي گيرد . بايد در نظر داشت كه در ابتداي كار و همزمان با شروع فرآيند الكتروليز ، مي بايست دماي مورد نياز و حرارت لازم به الكتروليت و پيل داده شود ، تا به حد مورد نياز برسد اما پس از شروع فرآيند و با آزاد سازي انرژي ، حرارت توليد شده بايد از پيل دفع گردد تا در حدود 80 تا 100 درجه سانتیگراد ، ثابت باقي بماند . وظيفة جداره ، انجام دو عمل تامين حرارت در آغاز و دفع آن پس از شروع كار و در حين فرآيند ميباشد كه توسط يك خنك كننده ، دما از جداره به آن منتقل شده و به بيرون هدایت خواهد شد .
آند مربوطه در اين پيل ، از يك ميلة مركزي از جنس كربن غيرگرافيتي تشكيل شده است و همانگونه كه گفته شد براي جلوگيري از اختلاط گازهاي هيدروژن و فلوئور كه هر دو محصول فرآيند الكتروليز مي باشند ، يك پرده در روي الكتروليت وجود دارد كه مانـع از آميختـه شـدن اين دو گـاز با يكديگر مي شود .
براي اطمينان خاطر از عدم مخلوط شدن گازهاي حاصل شده ، بايد پردة به كار رفته ، به زير سطح الكتروليت فرو برده شود و در این میان دما نيز به طور خودكار تنظيم خواهد گردید . جهت تنظيم سطح سیال الكتروليت ، از يك كنترل كنندة سطح با عمل اضافه كردن محلول غير آبيHF استفاده مي گردد .
ژنراتورهاي آزمايشگاهي معمولا در جريان 10 تا 50 آمپر فعاليت ميكنند حال آنكه در پيل هاي صنعتي توليد F2 ، جريان 4000 تا 6000 آمپر و نيز ولتاژ 8 تا 12 ولت به كار گرفته خواهد شد . يك پيل تولید F2 در نوع قدرتي خود ، داراي ابعاد ( 6/0 8/0 3 ) متر بوده و وزني در حدود 1 تن الكتروليت را تحمل خواهد نمود . همچنين توانايي آن را دارد كه 12 مجموعة آند را در خود جاي دهد كه هر دو آند در يك مجموعه ميتواند 3 تا 4 كيلوگرم گاز فلوئور را در هر ساعت توليد نمايد .
بدين ترتيب يك واحد بزرگ توليد فلوئور ميتواند 9 تن مايع را در هر روز توليد نمايد . كل توليد ساليانة گاز فلوئور در آمريكا و كانادا درحدود 5000 تن مي باشد . مخازن نگهداري فلوئور در اندازه هاي مختلفي همچون 230 گرم تا 7/2 كيلوگرم وجود دارد و مايع F2 نيز در مخازن 27/2 تني معامله مي گردد . از آنجائيكه در دما و فشار معمولي فلوئور به صورت فاز گازي شكل ظاهر خواهد شد ، لذا براي نگهداري آن به صورت مايع و حمل شدن آن توسط مخازن مايع ، بايد از مايع نيتروژن كه داراي نقطة جوش 8 درجة زير فلوئور مي باشد استفاده نمود . البته براي اينكه بتوان فلوئور را در دماي پائين تري حمل نمود مي توان آن را به صورت تركيب درآورد كه اين ماده داراي نقطه جوش 7/11درجة سانتيگراد مي باشد و پس از حمل آن ، به محل مورد نظر و تجزيه گاز فلوئور را مجددا استخراج نمود .
در حال حاضر 70 تا 80 درصد محصول توليد شدة گاز فلوئور براي توليد در كارخانجات فرآوری و غني سازي اورانیوم براي توليد سوخت مورد نياز در راكتورهاي قـدرت نيروگاه هاي هسته اي مورد استفاده واقع مي شود .
بحث توليد و موارد استفادة آن در صنعت غني سازي اورانيـوم در فصل هاي بعد توضيح داده خواهـد شد . مادة ديگري كه از گاز فلوئور به دست مي آيد مي باشد كه به عنوان يك دي الكتريك خوب در صنعت شناخته شده است .

 

برگرفته از كتاب ( بررسي توليد و انتشار سم HF در فرآيند غني سازي اورانيوم )



تاریخچه تولید HF

در اين بخش ابتدا توضيحات جامع و مفيدي در مورد تاریخچه ، خواص و پيدايش فلوئور داده خواهد شد .. . 

همانگونه كه مي دانيم موضوع اصلي بحث اين كتاب يعني فلوئوريد هيدروژن (HF ) ، يك هالوژن مي باشد كه دانستن خواص عمومي اين تركيب به طور حتم اطلاعات مفيدي را در مورد اين مادة خاص به ما خواهد داد .
تركيبات هالوژن بيش از 200 سال است كه بحث توسعة توليد و خواص آنها چه از نظر علمي و تئوري و چه در واقعيت و از نظر تجربي مورد توجه واقع شده است . از مطالعات انجام گرفته در اين زمينه كه در گذشته ثبت شده است مي توان موارد عمدة زير را برشمرد :

 1- در سال 1670 ميلادي ، شخصي به نام (Nurnberg) H.Schwanhard دريافت كه تركيب شدن فلوئوريد كلسيم ( ) با يك اسيد قوي توليد بخار HF مي نمايد كه اين بخار توليد شده به مراتب قوي تر از اسيدهاي شناخته شده تا آنروز بود و مي توانست بر روي شيشه اثر گذاشته و در تزئين و كار با شيشه مورد استفاده قرار گيرد .

2- A.-M. آمپر به شخصي به نام H.Davy كه پيشنهاد نام گذاري يون كلر را به كلرين داده بود اعلام كرد كه مي توان براي فلوئور نيز در تركيباتي همچون و يا HF عبارت فلورين را در نظر گرفت . اين پيشنهاد در 12 آگوست سال 1813 يعني حدود 200 سال پيش مطرح گرديد

3- شخصي به نام H.Moissan ، گاز F2 را از تركيب KHF2 / HF در 26 ژوئن سال 1906 ميلادي به وسيلة الكتروليز پس از 70 سال تحقيق و عدم حصول نتيجه گيري توسط ساير افراد ، بدست آورد ( گيرندة جايزة نوبل در شيمي در سال 1906 ) .

 4- اولين محمولة بدون آب فلوئوريد هيدروژن (HF) در آمريكا و در سال 1931 حمل گرديد .

آنچه در بالا ذكر شد خلاصه اي بود از صدها و هزاران تحقيق انجام گرفته و روند توسعة علم آن ، كه از ابتدا تا نتيجه گيري آورده شده است . خواص بسيار مضر و سمي بخارHF و تركيبات حاوي آن بعد از آنكه Schwanhard اين ماده را براي تزئين و نقش گذاري روي شيشه به كار برد معلوم گرديد . چنانچه اسيد هيدروفلوريك با پوست دست و يا هر نقطه اي از بدن در تماس باشد ، به شدت آن را دچار سوختگي خواهد نمود و چنانچه بخواهيم آنرا هيدروليز نماييم به دليل سمي بودن اين ماده ، احتياط بسيار شرط كار خواهد بود .
بيشترين غلظت مجاز گازHF در محيط اطراف نبايد بیشتر از ppm 3-2 باشد در حالي كه غلظت ppm 10 از HCN حد آستانة سمي بودن سيانور تشخيص داده شده است . اين مسئله خود گواه اين مدعاست كه اهميت رهاسازي و انتشار گاز HF در محيط بسيار زياد مي باشد و خطرات ناشي از وجود آن در هواي مورد استشمام ، قابل جبران و يا اغماض نيست .
تركيب آزاد HF در محيط به خودي خود اثر سميت بيشتري دارد و حداكثر مقدار مجاز آن براي 8 ساعت استنشاق در روز نبايد بيش از ppm 1/0 در نظر گرفته شده باشد ، زيرا پس از 8 ساعت كار و در معرض قرار داشتن این ماده ، باعث مي شود تا حجم عظيمـي از بخارات سمي اين گاز وارد ريـه شده و باعث از بين رفتن سلولهـاي آن شود ( حدود22 ليتر هوا در هر دقيقه ) . از طرف ديگر وجود مقدار كمي از يون فلوئور در آب آشاميدني اثر بسيار مطلوبي در جلوگيري از پوسيدگي دندان خواهد داشت .
اين مطلب توسط H.T.Dean و همكارانش در ابتداي سال 1930 به جهانيان ارائه گرديد ، در حاليكه براي سالهاي متمادي بسياري از كشورها غلظت يون كلريد را در آب آشاميدني كشورشان در حدود 1 و يا حتي زير آن نگه داشته مي داشتند . به هرحال غلظت ppm 3-2 فلوئور در آب باعث مي شود تا لكه هاي قهوه اي رنگ دندان بر طرف شود اما در غلظت بيش از ppm 50 اثرات آن مخرب خواهد بود .

برگرفته از كتاب ( بررسي توليد و انتشار سم HF در فرآيند غني سازي اورانيوم )



پدافند غیر عامل از دیدگاه مهندسی

پدافند غير عامل از ديدگاه مهندسي شامل مواردي است كه در زير به آن پرداخته مي‌شود:

 الف) اختفا
همان¬طور که پیش از این اشاره شد اختفا يا پنهان کاري به کليه اقداماتي گفته مي‌شود که مانع از قرار گرفتن تاسيسات و تجهيزات در ديد مستقيم می¬شود و تشخيص تاسيسات و آگاهي از انجام فعاليت‌هاي خاص را براي دشمن غير ممکن و يا مشکل مي‌سازد. روش‌هاي اختفا عبارتند از:

 1- استفاده مناسب از پستی و بلندی زمين و احداث تاسيسات در محلي که به سهولت قابل تشخيص و رويت نباشد.
 2- عادي و غير مهم جلوه دادن تاسيسات با جدول بندي، درختکاري و…
 3- جداسازي تاسيسات صنعتي‌اي که به علت نوع فعاليت‌هايشان نمي‌توان آ‌‌ن‌ها را به طور کلي مخفي نمود، البته اين جداسازي نبايد تاثير زيادي بر نوع فعاليت‌ها برجاي بگذارد.
 4- حذف نقاط حياتي، حساس و مهم از روي نقشه‌هايي که به دلايل خاص بايد در رسانه‌هاي گروهي منعکس گردد.
 5- نشان ندادن نماي خارجي تاسيسات حياتي و حساس در تلويزيون به خصوص در ارتباط با محيط اطراف و جاده‌ها.
 6- عدم درج آگهي از محل مورد نظر در رسانه‌ها، به گونه‌اي که وقوع فعاليتي مهم در موقعيت زماني و جغرافيايي، اطلاع رساني نشود.
 7- ايجاد تاسيسات در اعماق زمين و يا در دل کوه‌ها که به اين ترتيب علاوه بر پنهان کردن آن‌ها بحث استحکام کافي در مقابله با تهديدها را مي‌توان مطرح کرد.
 8- از تجهیزات قابل انتقال تاحد امکان استفاده شود. از آن‌جايي که تاسيسات صنعتي به صورت ثابت در يك نقطه مستقر مي‌شود و انتظار تغييرات و تحولات دفعي از آن‌ها نمي‌رود. در صورت امکان استفاده از تجهیزات قابل انتقال، مي‌توان کالبدهاي مورد نياز را از نوع سبک و انعطاف پذير مانند چادر و يا سازه‌هاي سبک با قابليت مونتاژ و دمونتاژ آن انتخاب نمود و در مراحل زماني مختلف محل آن‌را جابه‌جا كرد.

ب) استتار
مفهوم کلي استتار، هم رنگ و هم شکل کردن تاسيسات و تجهيزات با محيط اطراف است. استتار از موثرترين و متداول‌ترين روش‌هاي دفاعي غيرعامل در ارتش کلاسيک دنيا است. در مبحث استتار دو نوع ديد از طرف دشمن مدنظر است که شامل ديد هوايي و ديد زميني است. برای استتار دراين زمينه مي‌توان از عواملي همچون رنگ، سايه، بافت، زمين، جنس، مصالح، حرارت و… بهره برد. انواع استتار شامل مواردی همچون استتار نوري، استتار حرارتي، استتار راداري، استتار راديويي (مثل ايجاد پارازيت يا ارسال فرامين کاذب)، استتار بصري، استتار صوتي و ضد الکترونيکي است که مدیریت باید آن‌ها را به کار گیرد.

 ج) استحکامات
در بحث پدافند غيرعامل، استحکامات به سازه‌هاي موقتي اطلاق مي‌شود که با توجه به شرايط و امکانات و ميزان اهميت و آسيب پذيري نقاط حياتي و حساس، در محل‌هاي مناسب و اطراف تاسيسات ايجاد مي‌گردند تا مانع اصابت مستقيم موارد تهديد (موشک، بمب يا ترکش اين مهمات) به تاسيسات و يا تجهيزات گرديده و اثرات آن‌را به طور نسبي خنثي نمايند. استحکامات به شکل زير طبقه‌بندي مي‌شوند:
1- خاکريز: چنان‌چه تجهيزات در فضاي باز چيده شده و يا درون ساختماني و با مقاومت مصالح معمولي قرار گرفته باشند، با ايجاد خاکريز با ارتفاع و قطر مناسب مي‌توان در مواردي مانع اصابت مستقيم سلاح به تاسيسات و تجهيزات گرديده و در اکثر موارد مسير تهديدات (ترکش و موج انفجار) به طرف تاسيسات را سدّ کرد.
 2- کيسه شن: در صورتي که فضاي لازم براي ايجاد خاکريز با شيب مناسب وجود نداشته باشد، با چيدن گوني‌هاي پر از شن و ماسه در چندين رديف و روي هم، مي‌توان به نتايج مورد نظر براي حفظ تاسيسات دست يافت. علاوه بر محصور کردن تاسيسات و تجهيزات مي‌توان از کيسه شن به عنوان پوشش محافظتي نيز استفاده نمود (مثل لوله‌هاي زير زميني انتقال نفت…)
 3- دال بتني: شامل شبکه شن و يا استوانه بتني است. استفاده از اين وسایل زماني توصيه مي‌شود که تهديد هم¬چنان ادامه داشته باشد.
 4- ديوارکشي: ايجاد ديوار، احتياج به بررسي کارشناسي داشته و قطر و ارتفاع آن با توجه به مقاومت مصالح به کار رفته بايد محاسبه شود. ديوارکشي شامل آجر چيني، سنگ چيني، ايجاد بلوک‌هايي با سيمان مسلح و يا استفاده از بلوک‌هاي پيش ساخته مي‌باشد. ديوار کشي بهتر است در قطعات مجزا و کنار هم صورت گيرد.

د) پوشش

 پوشش يک اقدام موقتي است که با بالا رفتن شدت تهديد، مثلاً احتمال حمله هوايي انجام می¬شود و تا زماني که احتمال حمله وجود دارد ادامه مي‌يابد. با اين عمل تجهيزات يا مراکز فعاليت از ديد تهديد کننده (خلبان يا حس¬گر نصب شده در سر بمب و موشک) پنهان گرديده و هدف گيري و هدايت موشک و بمب‌هاي هدايت شونده مانند بمب‌هاي ليزري مختل می¬شود و يا دقت آن‌ها کاهش مي‌يابد. پوشش مي‌تواند توسط دود، بخار آب (غليظ) و يا با هوا کردن بادکنک و بالن ايجاد شود. انواع پوشش شامل موارد ذیل است:
 1. پوشش امنيتي: اقداماتي است که عمدتاً در مورد تاسيسات ثابت به کار گرفته مي‌شود و فعاليت‌هاي مجازي يا غيرواقعي را براي دشمن تداعي مي‌کند.
 2. پوشش فيزيکي: اصطلاحاً اقداماتي است که موقتاً به صورت فيزيکي مانع از تشخيص هدف مي‌گردد. که از جمله اين اقدامات مي‌توان به ايجاد پرده دود يا بخار غليظ اشاره کرد.

ه) ايجاد سازه‌هاي امن و مقاوم
 طراحي و احداث اين سازه‌ها براي تاسيسات حياتي و حساس است، به گونه‌اي که در مقابل اصابت مستقيم تهديدها مثل بمب، موشک مقاوم باشند، در خيلي از موارد هزينه ايجاد تاسيسات با چنين مشخصاتي ممکن است به مراتب بيش از کل تجهيزات مربوطه باشد و اصولاً مقرون به صرفه و عملی نيست. برای جلوگیری از خسارات جانبی در حین حملات هوایی بهتر است اجزاي مستقل تاسيسات و تجهيزات که از کار افتادن آن¬ها موجب توقف فعاليت بخشي از مجموعه می¬گردد نیز محافظت شوند. چنان‌چه تاسيسات حياتي و حساس فاقد مقاومت کافي در مقابل اصابت مستقيم تهديد کننده باشند و يا نتوانند اثرات جانبي را در نزديکي تاسيسات تحمل نمايند، مي‌توان با اجراي طرح‌هاي خاص مهندسي، مقاومت بناي آن‌ها را به حد مطلوب رسانيد.

و) پراکندگي
پراکندگي عناصر يکي از مباحث مهم پدافند غيرعامل محسوب مي‌گردد که در کاهش خسارت ناشي از ايراد ضربه تخريبي دشمن بسيار موثر است و به عکس در صورت تهاجم دشمن، تمرکز عناصر کالبدي و حساس مجموعه باعث می‌شود تا عمليات تهاجمي با حجم کمتر، بيشترين تخريب را به جا بگذارد.

ز) تفرقه
منظور از تفرقه، جداسازي بخش‌هايي از تجهيزات‌، قطعات يدکي مواد و برخی وسایل جانبی و انتقال آن‌ها به محلي غير از محل استقرار دائمي آن‌هاست تا از این طریق از تاثير يک حمله¬ی هوايي، زميني يا موشکي احتمالي نجات یابند. اين امر نبايد باعث توقف کامل فعاليت‌ها گردد.

ح) فريب و اختلال
 به مجموعه اقداماتي که بتواند بازشناسي و توجه دشمن را از هدف‌هاي مورد نظر منحرف کرده و موجب گمراهي وي در تشخيص و هدف گيري شود، فريب و اختلال گفته مي‌شود.

 ط) دسترسي‌ها
دسترسي‌ها به معني راه‌ها و فضاهاي عبوري و ارتباطي است که در انواع و مقياس‌هاي مختلف قابل طرح است. خطوط ارتباطي يک موقعيت حساس به محيط بيروني بايد تابع ضوابطي باشد که خصوصيات تهديدات، منجر به اختلال در تردد و يا حذف تردد نشود.

ي) موانع
کليه عواملي که نفوذ و پیش¬روی دشمن را در محدوده مورد نظر مشکل نمايد، مانع نام دارد. انواع موانع عبارتند از:
 1- فاصله: يک اصل کلي آن است که هر چند فاصله سوژه از مبدأ تهديد و تهاجم بيشتر باشد از ايمني بيشتري برخوردار است، زيرا طيّ کردن فاصله با به کارگيري هر نوع شيء تهاجمي اعم از موشک، هوايي و زميني، مستلزم برنامه‌ريزي دقيق‌تر و به کارگيري سلاح و تکنولوژي کارآمدتر و هزينه گزاف و در عين حال خطرپذيري بيشتر است.
 2- توپوگرافي: به معني پستي و بلندي‌هاي زمين است، در صورت وجود ناهمواري در مسير حرکت مهاجمین به خصوص نيروي زميني مشکلاتی پیش خواهد آمد و در عين حال این پستی و بلندی¬ها برای اقدامات تدافعي مناسب خواهند بود.
 3- زيستگاه‌ها: در هر منطقه که توده‌اي از معماري و تجمع نيروي انساني وجود داشته باشد به‌دليل وجود استحکامات متنوع و پيچيده و ساير امکانات دفاعی و از همه مهم¬تر عدم شناخت دقيق دشمن از مکانيزم مقاومت‌هاي داخلی، باعث ایجاد نوعي احتياط و وقت¬کشی در اقدامات دشمن می¬شود که اين امر در ایجاد زمان و پیاده کردن نقشه¬های دفاعی مؤثر است.
 4- آب‌هاي سطحي: شامل نهرها، رودها، کانال‌ها، درياچه‌ها و حوضچه‌هاي طبيعي، مصنوعي، تالاب‌ها و برکه‌هاي سطوح زير کشت غرقابي مانند برنج و نيشکر مي‌باشد که قابلیت پیش¬گیری حملات زميني را دارند.

ك) سيستم‌هاي رديابي و اعلام خطر
بخشي از اقدامات پدافند غيرعامل به منظور آماده نمودن محيط جهت ترک فعاليت و يا جهت استفاده جان پناه، پناهگاه و… بوده كه اندکي قبل از وقوع حملات هوايي يا موشکي صورت مي‌گيرد. بنابراين کليه افراد بايد در زمان مشخصي به نحوي از وقوع اين حملات مطلع گردند. مهمترين اقدام، برقراري سيستم اعلام خطر در نقاط حياتي و حساس با تشکيل يک مرکز اعلام خطر و گماردن يک نفر مسئول در هر زمان و استفاده از بلندگو، آژير خطر و سایر ابزار هشدار دهنده است.

ل) آموزش و فرهنگ‌سازي
مسئولين، تصميم گيرندگان و کليه افرادي که به نحوي در سياست‌گذاري تهيه اجراي طرح‌هاي پدافندي غيرعامل سهيم مي‌باشند، لازم است متناسب با نياز، از آموزش‌هاي لازم برخوردار گردند.

م) پناهگاه و جان پناه
پناهگاه به مکاني اطلاق مي‌گردد که در مقابل تهديدها و حملات (هوايي- موشکي) نسبت به ساختمان‌هاي معمولي و يا فضاي باز از امنيت بيشتري برخوردار باشد. پناهگاه‌ها بهتر است در نزديکي محل هاي تجمع افراد بوده و در فاصله مناسب از تاسيسات و با استحکام بالا، جهت مقاومت در مقابل اصابت مستقيم (بمب، موشک و يا موج انفجار) ايجاد گردد.
پناهگاه‌ها بايد مجهز به هواکش، سيستم تهويه طبيعي و يا مصنوعي، سيستم روشنايي و برق اضطراري، وسایل کمک‌هاي اوليه،آب و غذا، وسایل کنار زدن آوار و راه‌هاي ورود و خروج متعدد به خارج از محوطه باشند. چنان‌چه ساختمان محل فعاليت داراي مقاومت کافي در مقابل تهديد کننده نبوده و تجهيزات و وسایل به کار رفته در تاسيسات خود خطر آفرين باشند و در مواردي که تاسيسات هدف حمله هستند با شنيدن صداي آژير بايد به محل امن‌تر رفت.
جان پناه مي‌تواند يک سنگر بتني سرپوشيده، سنگر معمولي با ديواره آجري يا حتي خاکي باشد که افراد بتوانند با رفتن به درون آن در معرض اصابت مستقيم تهديد کننده، قرار نگيرد. ن) پدافند در مقابل حملات ويژه (شيميايي، ميکروبي، هسته‌اي) اين دسته از حوادث موضوع اصلي اين كتاب است كه به طور كامل به آن پرداخته خواهد شد. اعلام خطر حمله شيميايي يا حملات هوايي معمولاً متفاوت بوده و اين اعلام خطر ممکن است قبل يا هم زمان با حمله صورت پذيرد.
استفاده از ماسک در اين شرايط بسيار مهم است. در صورت اطلاع از انفجار قريب الوقوع هسته‌اي افراد مي‌توانند با رفتن به داخل يک سنگر و کشيدن يک پتوي مرطوب روي سر خود، تا حد زيادي از آثار ناشي از ريزش اتمي مصون بمانند و با چنين اقدامي قطعاً مي‌توان در مقابل يک حمله هسته‌اي به طور کامل تسليم نشد. آموزش در اين زمينه نقش موثري را ايفا مي‌کند.

برگرفته از كتاب ( مديريت بحران در حوادث هسته اي )



پدافند غیر عامل در چارچوب مدیریتی

جنگ، حوادث جنگي و تروريستي داراي محتواي بسيار غني و علمي مي‌باشند. انواع جنگ‌ها، سلاح‌ها، صنايع دفاعي مختلف و غيره خود گواه اين مسأله است. در واقع دفاع عامل به شدت در حال گسترش است. درعين حال پدافند غير عامل حدود ۶۰ نوع جنگ را شامل مي‌شود.

 مديريت بحران هسته‌اي، پدافند و علم آن‌را مورد بررسی قرار می‌دهد، با اين چارچوب، مبدا و مقصد مشخص شده و با سازماندهي مناسب و استفاده مناسب از منابع موجود علمي، انساني، سخت افزاري و نرم افزاري خواهیم توانست به اهدافمان در هر نوع از حادثه دست پیدا کنیم. خلاء¬هاي اصلي که در مديريت بحران هسته‌اي وجود دارد، شامل موارد زير است:

 1- بينش مديران به پدافند غير عامل و مديريت بحران: براي اصلاح سازي اين بينش بايد اقدامات لازم در زمینه توجه و آشنایی مدیران با بحران‌های ممکن در زمینه حوادث هسته‌ای صورت پذیرد.
 2- تهديد شناسي: در عرصه تهديد شناسي بايد چارچوب و بستر لازم را فراهم نموده و نسبت به تهیه نقشه‌هاي کاربردي و عملياتي اين تهديدها اقدام کرد.
 3- توسعه و پیشرفت: جهان در حال توسعه است، اگر تدبير لازم را براي توسعه و کنترل بحران نينديشيم به شدت دچار بحران خواهيم شد.
مديريت توسعه بدون توجه به مديريت بحران، کشور را دچار چالش خواهد کرد. بنابراين چندین اولويت‌ به اين امر اختصاص داده مي‌شود كه برخي از آن‌ها به قرار زير است:
اولويت اول آموزش مدیران: به صورت کاملاً اجباري و الزامي، همه مديران نسبت به مديريت بحران چه در عرصه حوادث طبيعي و چه در عرصه حوادث جنگي و صنعتي توجيه شوند و در اين زمينه فرهنگ سازي لازم صورت پذيرد.
در درجه اول بايد به آموزش مديريت بحران در سطح مديران استراتژيک توجه جدي شود. در اقدام بعدي مديران مياني و تاکتيکي را آموزش داد. اين آموزش‌ها كه در دو سطح انجام مي‌شود، بايد نگرش و بينش کافي را به اين مديران بدهد. نوع آموزش متناسب با چارچوب اختیارات افراد متفاوت خواهد بود. آموزش‌ها بايد کاربردي و فراگیر باشند و در نهايت اين آموزش منجر به طراحي برنامه مديريت بحران دستگاه‌هاي اجرایي در تمام سطوح در کشور گردد[3]. دومين اولويت که در دل اولويت اول نهفته است: اين است که مديريت توسعه، همکار و هماهنگ با مديريت بحران است و در واقع لازم و ملزوم يکديگر هستند، اين دو مديريت در کنار يکديگر موجب توسعه پايدار خواهند شد و اولويت سوم شامل تهديد شناسي است.




اقدامات اساسی دفاع غیر عامل

اقدامات اساسي در تامين دفاع غيرعامل شامل موارد ذيل است كه در تهيه طرح‌ها، متناسب با ماموريت، موقعيت، شرايط زماني و مكاني و رده سازماني بايد مورد استفاده قرار گيرد.

 اکنون فهرست‌وار اصول دفاع غير عامل و ملاحظات آن‌را نام برده و سپس به تشریح هر يك از اصطلاحات خواهيم پرداخت:
 1- استتار
 2- اختفا
 3- پوشش
 4- فريب
 5- تفرقه و پراكندگي
 6- مقاوم سازي و استحكام
 7- اعلام خبر
 8- مكان يابي
 9- تحرك
 10- پناهگاه
 11- جان پناه
 12- انضباط استتار
 13- حفاظت
 14- سيستم اطفاء حريق
 15- اقدامات درون سيستمي
 16- آموزش و ايجاد فرهنگ دفاع
 17- ايجاد موانع شامل: ديوار، دكل، كابل و بالن
 18- عمليات دود
 19- اقدامات بعد از بمباران شامل: كنترل تردد، تخليه، مجروحين، كنترل خسارت، خنثي سازي بمب و… 20- ايمني
 21- مقابله با بمب ‌هاي گرافيتي
 E. M. P – H. P. M 22- ايجاد استحكامات صحرايي و سازه‌هاي موقت
 23- ايجاد سازه‌هاي امن و مقاوم سازي تاسيسات
 24- دفاع غير عامل در مقابل حملات ويژه مثل: شيميايي، ميکروبي، هسته‌اي

براي دريافت اطلاعات بيشتر و تشريح شرايط به كتاب : مديريت بحران در حوادث هسته اي  مراجعه فرمائيد




تقسیم بندی رده های سازمانی از نظر اهمیت حفاظتی

با توجه به این‌که اقدامات اساسي در تامين دفاع غيرعامل، متناسب با موقعيت و اهمیت متفاوت مي‌باشد، مراکز و رده‌¬های سازمانی با توجه به اهمیت حفاظتی و دفاعی ازآنان به صورت ذيل تقسیم¬بندی می¬شوند:

  1- مراكز حياتي و مراكز ثقل : مراكز و تاسيسات ضروري و پر اهمیت كشور مي‌باشند كه در صورت حمله و انهدام آن‌ها صدمات جدي به نظام اجتماعي، سياسي و نظامي كشور وارد شده و آن‌ها را در يك مخاطره و بحران جدي قرار مي‌دهد.
 2- مراكز حياتي : شامل مراكزي است كه در صورت انهدام كل يا قسمتي از آن‌ها، موجب بروز بحران و آسيب در نظام دفاعي و كنترل فرماندهي شده و صدمات قابل توجهی در نظام سياسي، اقتصادي، ارتباطي و مواصلاتي و اجتماعي با سطح تاثيرگذاري در سراسر كشور می¬گردد.
 3- مراكز حساس : مراكزي هستند كه در صورت انهدام كل يا قسمتي از آن‌ها، موجب بروز بحران در کنترل نظام سياسي و صدمات قابل‌ توجهي در هدايت بخش¬های توليدي و اقتصادي، ارتباطي و مواصلاتي، اجتماعي و دفاعي با سطح تاثير گذاري منطقه‌اي در كشور می¬شود.
 4- مراكز مهم : شامل مراكزي است كه در صورت انهدام كل يا قسمتي از آن‌ها، آسيب و صدمات محدودی در نظام سياسي، اجتماعي، دفاعي با سطح تاثير گذاري محلي در كشور ایجاد می¬گردد.



تمایز دفاع غیر نظامی و دفاع غیر عامل

دفاع غيرنظامي تقليل خسارات مالي و صدمات جاني وارده بر غير نظاميان در جنگ يا در اثر حوادث طبيعي (نظير سيل، زلزله، طوفان، آتش‌فشان، آتش‌سوزي و خشك¬سالي) است.

 در حالي‌كه پدافند غير عامل همانگونه كه قبلاً مطرح شد به مجموعه اقداماتي اطلاق مي‌گرديد كه با اجراي آن بتوان از وارد شدن خسارات مالي به تجهيزات و نيز وقوع تلفات انساني جلوگيري نمود. در منابع خارجي، وظايف دفاع غير نظامي شامل چهار عنوان به شرح ذيل مي‌باشد:

 1- اقدامات پيشگيرانه و كاهش دهنده
 2- آماده سازي و امداد رساني
 3- هشدار و اخطار
 4- بازسازي مجدد تعريف

دفاع غير نظامي در اين نوشتار در حوزه پدافند غير عامل نبوده و بيشتر در جهت آگاهي در تشخیص بين پدافند غيرعامل و دفاع غير نظامي مي‌باشد. به دليل عدم شناخت جامع در بسياري از كتب، مقالات و يا نوشتارهاي داخلي مشاهده شده است كه دو مفهوم ياد شده سهواً به جای هم استفاده می¬شوند.